کریمانه
نويسنده

 

 

اهالی مساجد در سراسر کشور وظایف و ماموریت‌های خود برای رسیدن به «مسجد تراز انقلاب اسلامی» از نگاه رهبر انقلاب را در گزارش این هفته خط حزب‌الله مطالعه کنند.
چهل و ششمین شماره هفته‌نامه خبری-تبیینی خط حزب‌الله در آستانه روز جهانی مسجد در گزارشی با عنوان «ماموریت بچه‌مسجدی‌ها» به انتظارات و مطالبات رهبر انقلاب از جامعه مومن و انقلابی درخصوص مساجد پرداخته است.
«شاه پهلوی، مأمور آمریکایی» عنوان سخن هفته این شماره خط حزب‌الله است، که به بهانه سالگرد کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نگاشته شده است.
تصویر ویژه این شماره به عکسی کمتر دیده شده از آخرین عیادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی اختصاص یافته است.
چهل و ششمین شماره خط حزب‌الله به روح پرفتوح شهید اسدالله لاجوردی تقدیم شده است.
نسخه‌ی PDF نشریه در سه نسخه‌ی تابلوی اعلانات، A۴ جهت مطالعه و A۳ برای چاپ و تکثیر بر روی پایگاه KHAMENEI.IR قرار گرفته است و عموم امت حزب‌الله می‌توانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئت‌های مذهبی و پایگاه‌های بسیج توزیع کنند.
برای دسترسی به آرشیو نشریه هم می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.
دریافت نسخه تابلو اعلانات |   دریافت "خط حزب‌الله" نسخه‌ی مطالعه (A۴) دریافت نسخه‌ی چاپ (A۳)
 

ادامه مطلب



[ شنبه 30 مرداد 1395  ] [ 9:41 AM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0

ريان بن صلت گفت : وقتى خواستم به عراق بروم ، تصميم گرفتم به خدمت حضرت رضا عليه السلام رفته ، با او وداع كنم و پيراهنى هم از او بگيرم تا داخل كفنم گذارم و درهمى چند هم براى خريد انگشترى از براى دخترانم از او بخواهم .

وقتى خدمت آن حضرت رسيدم ، در هنگام وداع چنان اشك جارى كشت و افسرده خاطر شدم كه تقاضاهاى خود را از ياد بردم .

زمان خارج شدن ، امام عليه السلام مرا نزد خود خواند. فرمود: ريان ! مى خواهى پيراهنم را به تو دهم تا هر زمان كه از دنيا رفتى ، آن را در كفنت گذارند؟

مى خواهى درهمى چند از من بگيرى تا از براى دخترانت انگشتر بخرى ؟

عرض كردم : آقاى من ! قبل از شرفيابى ، چنين تصميمى داشتم كه اينها را از شما در خواست كنم ؛ ولى فكر فراق و دورى از شما چنان مرا تحت تاءثير قرار داد كه اينها را زا ياد بردم .

يك طرف پشتى را - كه بر آن تكيه كرده بود - كنار زد و پيراهنى برگرفت و به من داد.

و فرش نماز را بلند كرده ، مقدارى درهم برداشته در اختيارم گذاشت ؛ وقتى درهمها را شمردم سى درهم بود.


ادامه مطلب



[ جمعه 29 مرداد 1395  ] [ 2:23 PM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0

حسن بن على وشاء گفت :

من واقفى مذهب بودم . شبى از خراسان با مقدارى پارچه و اشياء تجارى به مرو رفتيم ؛ غلام سياهى ار ديدم كه نزد من آمد، گفت .

مولايم گفته است آن برد يمنى را كه نزد تو است ، بده تا غلامم را كه از دنيا رفته است ، كفن كنم .

پرسيدم آقايت كيست ؟ گفت : على بن موسى الرضا عليه السلام .

گفتم : پارچه ها و برد يمنى ام را در راه فروخته ام .

غلام رفت و بار ديگر باز آمد و گفت : چرا، بردى نزد تو هست . گفتم . خبر ندارم . غلام رفت و براى سومين بار بازگشت و گفت :

داخل فلان جوال . در عرض آن ، بردى هست ؛ با خود گفتم : اگر اين سخن راست باشد، دليلى براى امامت آن حضرات خواهد بود.

به غلامم گفتم : برو و آن جوال را بياور. غلام رفت . آن را آورد.

جوال را باز كردم ؛ ديدم در رديف ديگر لباسها هست ؛ آن را برداشته ، بدو دادم و گفتم : عوض ‍ آن پولى نخواهم گرفت .غلام رفت و بازگشت و گفت : چيزى كه مال خودت نيست ، مى بخشى ؟

دخترت فلانى ، اين برد را به تو داده و از تو خواسته است كه برايش بفروشى و از پول آن فيروزه و نگينى از سنگ سياه براى او بخرى ؛ حال با اين پول ، آنچه از تو خواسته است ؛ برايش خريده ، برايش ببر.

از اين جريان تعجب كردم و با خود گفتم مسائلى كه دارم از او خواهم پرسيد؛ آن مسائل را نوشتم و در آستين خود نهادم و عازم خانه آن حضرت شدم ؛ اتفاقا يكى از دوستانم ، كه با من هم عقيده نبود، به همراهم بود.

ولى از اين جريان خبر نداشت ؛ بمحض اينكه به در خانه رسيدم ، ديدم ، بعضى از عربها و افسران و سربازان به خدمت ايشان مى رسند؛ من نيز رفتم و در گوشه خانه نشستم تا زمانى گذشت ؛ خواستم برگردم .

در اين هنگام غلامى آمد و به صورت اشخاص ، به دقت نگريست و پرسيد پسر دختر الياس كيست ؟ گفتم منم .

فورا پاكتى كه در آستين خود داشت بيرون آورد، گفت : جواب سؤ الات و تفسير آن مسائلى كه طرح كرده بودى ؛ داخل اين پاكت است . آن پاكت را گرفته باز كردم ؛ ديدم جواب سؤ الاتم با شرح و تفسير، در آن كاغذ نوشته است .

گفتم : خدا و پيامبراش را گواه مى گيرم كه تو حجت خدايى .

و استغفار و توبه مى نمايم ؛ فورا از جاى حركت كردم ؛ رفيقم پرسيد كجا مى روى ؟ گفتم : حاجتم برآورده شد.

براى ملاقات آن جناب ؛ بعدا مراجعه خواهم كرد.


ادامه مطلب



[ جمعه 29 مرداد 1395  ] [ 2:22 PM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0

 عنایات ویژه هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، زمان و مکان نمی‌شناسد؛ می‌خواهد مسیحی، یهودی یا مسلمان باشی فرقی نمی‌کند، چرا که او چراغ هدایت است و فطرت‌های پاک را به خوبی راهنمایی می‌کند، کافی است که از با عمق وجود او را صدا بزنید و او را بخوانید.


آنچه که در ادامه می‌آید شرح حال یکی از این جوانان‌پاک ضمیر است که با اعجاز رضوی از کانادا راهی مشهد الرضا(ع) می‌شود تا با محبوب خویش ملاقاتی داشته باشد، این کرامت عجیب از کتاب «کرامات امام رضا از زبان بزرگان» به نقل از حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی انصاری نقل می‌شود:

* همه چیز از جشن میلاد شروع می‌شود

در یک شب سرد زمستانی سال ۱۳۷۲ وارد صحن انقلاب شدم، سرما تا عمق استخوان‌های انسان نفوذ می‌کرد و کمتر کسی در آن شرایط از خانه خود می‌زد بیرون، صحن هم به طرز کم سابقه‌ای خلوت بود، به دالانی که بین صحن انقلاب و صحن مسجد گوهرشاد وجود دارد وارد شدم، متوجه جوانی با حدود ۳۵ سال سن شدم که چمدان مسافرتی نسبتا بزرگی در دست داشت و از یکی ـ دو نفر چیزی پرسید، ولی انگار آن‌ها نتوانستند جوابش را بدهند. به سوی من آمد و گفت: شب‌ بخیر آقا!

به زبان انگلیسی حرف می‌زد، آنهم با لهجه‌ آمریکایی رایج در کشور کانادا، وقتی به همان زبان و با خوشرویی جوابش را دادم، نفس راحتی کشید و گل از گلش شکفت. ادامه داد:

ـ ببخشید! آقای علی ‌بن موسی‌الرضا، کجا هستند؟ می‌خواهم ایشان را ببینم.

راستش را بخواهید حسابی جا خوردم. پرسیدم:

ـ معذرت می‌خواهم، ممکن است خودتان را معرفی کنید؟

ـ من دانشجوی رشته‌ حقوق در دانشگاه تورنتوی کانادا هستم، اصالتاً لبنانی‌ام، ولی در کانادا متولد شده‌ام و دینم «مسیحیت» است.

ـ یعنی شما یک «مسیحی» هستید؟

ـ بله، یک مسیحی کاتولیک.

با تعجب پرسیدم:

ـ پس اینجا چه کار می‌کنید؟!

ـ دعوت شده‌ام که آقای علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را ملاقات کنم.

ـ چه کسی شما را دعوت کرده است؟

ـ خود ایشان.

دیگر حسابی گیج شده بودم، با وجود آن همه سابقه‌ تبلیغ دینی در داخل و خارج کشور، تا کنون نشنیده بودم که حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) شخصاً از کسی دعوت کرده باشد که به دیدارش بیاید، آن هم از یک جوان مسیحی کانادایی! ادامه دادم:

ـ شما ایشان را دیده‌اید؟

ـ بله سه یا چهار بار.

این دیگر برایم باور کردنی نبود، از این رو پرسیدم:

ـ یعنی شما با چشمان خودتان علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را دیده‌اید؟!

ـ بله دیده‌ام، البته در عالم رویا.

ـ یعنی اگر الان او را ببینید می‌شناسید؟

 

ادامه مطلب



[ جمعه 29 مرداد 1395  ] [ 2:21 PM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0

این مفسر قرآن کریم که شامگاه یکشنبه در همایش «وظیفه ما نسبت به قرآن» در شیراز سخنرانی می کرد، گفت: در برخی از جاها باید عجله کرد یکی از اینجاها ازدواج فرزندان است. زمانی که موقع ازدواج دخترمان است، باید برای آن عجله کرد نه اینکه بگوییم درسش تمام شود و بعد. برای پسر هم همین‌گونه است، بنابراین برای ازدواج و امورات خیر باید عجله کرد، زیرا شیطان وسوسه می‌کند.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور با تأکید بر اینکه درمان تمام مشکلات در قرآن وجود دارد، به برخی از آسیب‌های اجتماعی نظیر طلاق اشاره کرد و گفت:‌ در مسئله ازدواج باید عجله کرد و دختر و پسر باید ازدواج کنند. البته من با ازدواج دانشجویی مخالفم، بلکه ازدواج باید دبیرستانی باشد. زیرا دختران در سن ۱۳ سالگی شوهر می‌خواهند و آن کسی که او را خلق کرده، بهتر می‌داند که برای او چه چیزی بهتر است.

او با انتقاد از الگوبرداری از سبک زندگی غربی گفت: متأسفانه ما دل‌مان می‌خواهد که فتوکپی زندگی غربی داشته باشیم و آمار طلاق هم بالا نرود و این کار ما همانند بت‌پرستان است که با دستان خود بت می‌سازند و بعد مسحور آن می‌شوند؛ یعنی ما آداب و رسوم را خودمان درست کرده‌ایم و در آن مانده‌ایم.

قرائتی اظهار کرد: برخی می‌گویند فلان پسر کفو ما نیست، این کفو به چه معناست؟ در حالی که دختر عمه پیامبر(ص) با زیدی که برده بود ازدواج کرد. متأسفانه اکنون دختران ما لیسانس می‌گیرند، لذا شوهر دیپلم را قبول نمی‌کنند و منتظر پروفسور می‌مانند و چنین فردی هم نیست؛ در نتیجه سن ازدواج بالا می‌رود.

او با تأکید بر اینکه ازدواج باید آسان باشد، به بیان نکاتی درباره ازدواج از زندگی حضرت موسی(ع) که در قرآن کریم آمده است، پرداخت و گفت:‌ در مراسم‌ بله‌برون، آن پدر دختری که بهانه‌جویی نمی‌کند از صالحان است و همان صالحانی که در نماز به او سلام می‌دهیم.

قرائتی در بخش دیگری از صحبت هایش با یادآوری ضرب‌المثل چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است، گفت: اگر در فامیل ما کسی در فقر می‌سوزد، دادن صدقه به غریبه‌ها هیچ ارزشی ،ندارد لذا برای کار خیر باید ابتدا از روستا و شهر خود نیت کنیم چنانچه خداوند در قرآن کریم نیز خطاب به پیامبر می‌فرماید که به همسرت بگو و بعد به دختر بگو و بعد به نساءالمؤمنین؛ یعنی کار خیر را باید همین‌طور فاز به فاز توسعه دهیم.


ادامه مطلب



[ چهارشنبه 27 مرداد 1395  ] [ 8:57 PM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0
مرد قوی هیکل، در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند.

روز اول 18 درخت برید. رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد. روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد، ولی 15 درخت برید .

روز سوم بیشتر کار کرد، اما فقط 10 درخت برید. به نظرش آمد که ضعیف شده است. نزدیکش رفت و...

عذر خواست و گفت: نمی دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می کنم، درخت کمتری می برم.

رئیس پرسید: آخرین بار کی تبرت را تیز کردی؟

او گفت: برای این کار وقت نداشتم. تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم.

ادامه مطلب



[ چهارشنبه 27 مرداد 1395  ] [ 8:54 PM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0

ابی نصر بزنطی می‌گوید: نامه امام رضا(علیه السلام) را خواندم که نوشته بودند: برسان به شیعیان من که زیارت من نزد خداوند برابر با هزار حج است.
بزنطی می‌گوید چون به خدمت امام جواد(علیه السلام) رسیدم عرض کردم: هزار حج؟
حضرت فرمودند: آرى! و اللَّه که چنین است. و با هزار هزار(یک میلیون) حج برابر است، برای کسى که حق حضرت را خوب شناخته باشد.

متن حدیث:

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ: قَرَأْتُ فِی کِتَابِ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا(ع): «أَبْلِغْ شِیعَتِی أَنَّ زِیَارَتِی تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ أَلْفَ حِجَّهٍ قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ(علیه السلام) أَلْفَ حِجَّهٍ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ أَلْفَ أَلْفِ حِجَّهٍ لِمَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ.

 

«ثواب الاعمال، صفحه ۲۰۹»

انتهای پیام/


ادامه مطلب



[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 10:42 AM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0

متفرق نباشیم!

یکی از آفاتی که همبستگی ملی را به خطر می اندازد و پشتوانه ملی حاکمیت را ضعیف می نماید تفرقه و اختلافات داخلی است. تشتت و اختلاف باعث درهم شکسته شدن اقتدار و قدرت حکومت می گردد. یک ملت متفرق و از هم گسیخته طعمه خوبی برای استعمارگران و دشمنان خارجی است.

اسباب عزت و ذلت جوامع

حضرت ازتفرقه جماعت مسلمین ناخشنود بود و ٢٥ سال سکوت را برای حفظ وحدت تحمل کرد: «ایاکم والفرقه فان الشاذمن الناس للشیطان کماان الشاذمن الغنم للذئب»؛ چنانکه گوسفند وامانده از رمه طعمه گرگ است، انسان وامانده از صفوف اجتماع طعمه شیطان است.

حضرت در تحلیلی جامع اسباب عزت و ذلت جوامع را چنین بیان نمودند: «فَإِذَا تَفَکَّرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیهِمْ فَالْزَمُوا کُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّةُ بِهِ شَأْنَهُمْ وَ زَاحَتِ الْأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَ مُدَّتِ الْعَافِیةُ فِیهِ عَلَیهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَةُ لَهُ مَعَهُمْ وَ وَصَلَتِ الْکَرَامَةُ عَلَیهِ حَبْلَهُمْ مِنَ الِاجْتِنَابِ لِلْفُرْقَةِوَ اللُّزُومِ لِلْأُلْفَةِ وَ التَّحَاضِّ عَلَیهَا وَ التَّوَاصِی بِهَا وَ اجْتَنِبُوا کُلَّ أَمْرٍ کَسَرَ فِقْرَتَهُمْ وَ أَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ وَ تَشَاحُنِ الصُّدُورِ وَ تَدَابُرِ النُّفُوسِ وَ تَخَاذُلِ الْأَیدِی.»

«بر شما لازم است پیوندهای دوستی و محبت را محکم دارید و بذل و بخشش را فراموش نکنید، و از پشت کردن به هم و قطع رابطه بر حذر باشید.»

پس آنگاه که در تفاوت حال آنان به هنگامی که در خوبی بودند و زمانی که در شر و بدی قرار داشتند اندیشه نمودید، به سراغ کارهایی روید که موجب عزت و اقتدار آنان شد، دشمنان را از آنان دور نموده، عافیت و سلامت به آن ها روی آورد، نعمت را در اختیارشان قرار داد، و کرامت و شخصیت باعث پیوند اجتماعی آنان شد، یعنی از تفرقه و پراکندگی اجتناب ورزیدند و بر الفت و هم گامی همت گماشتند، و یکدیگر را به آن توصیه و تحریص نمودند. از هر کاری که ستون فقرات آن ها را در هم شکست و قدرت شان را سست کرد اجتناب ورزیدند، یعنی از کینه های درونی، بخل و حسادت و پشت کردن به هم و ایجاد فتور و سستی بین جامعه سخت دوری گزیدند.

اصلاح بین مردم از نماز و روزه برتر است

امام علیه السلام همدلی و همبستگی و پرهیز از تفرقه و پراکندگی را مایه عزت و سربلندی ملت ها می دانند. و کینه ورزی و اختلاف را مایه سستی و خواری ملت ها دانسته اند.

بر همین اساس در آخرین لحظات عمر شریف شان به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) و تمام بشریت چنین سفارش  می نمایند: «أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَی اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُمْ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَینِکُمْ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَدَّکُمَا صلی الله علیه واله یقُولُ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیام .»

«امم پیشین، از هر کاری که ستون فقرات آن ها را در هم شکست و قدرت شان را سست کرد اجتناب ورزیدند، یعنی از کینه های درونی، بخل و حسادت و پشت کردن به هم و ایجاد فتور و سستی بین جامعه سخت دوری گزیدند.»

من شما و تمام فرزندان و خاندانم و کسانی را که این وصیت نامه ام به آنها می  رسد؛ به تقوا و ترس از خداوند، نظم امور خود، و اصلاح ذات البین، سفارش می  کنم زیرا که من از جد شما شنیدم که می  فرمود: «اصلاح بین مردم از نماز و روزه برتر است».

در فراز دیگر از همین نامه می فرمایند: «وَ عَلَیکُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ إِیاکُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ لَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکَرِ فَیوَلَّی عَلَیکُمْ أَشْرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یسْتَجَابُ لَکُمْ.» و بر شما لازم است پیوندهای دوستی و محبت را محکم دارید و بذل و بخشش را فراموش نکنید، و از پشت کردن به هم و قطع رابطه بر حذر باشید.

اسباب تفرقه و اختلاف جوامع

برای مبارزه با هر پدیده اجتماعی باید به ریشه یابی آن معضل پرداخت.حضرت علی علیه السلام، اسباب تفرقه و اختلاف مسلمانان را چنین ریشه یابی نمودند: «وَ إِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَی دِینِ اللَّهِ مَا فَرَّقَ بَینَکُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ فَلَا تَوَازَرُونَ وَ لَا تَنَاصَحُونَ وَ لَا تَبَاذَلُونَ وَ لَا تَوَادُّونَ مَا بَالُکُمْ تَفْرَحُونَ بِالْیسِیرِ مِنَ الدُّنْیا تُدْرِکُونَهُ وَ لَا یحْزُنُکُمُ الْکَثِیرُ مِنَ الْآخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ وَ یقْلِقُکُمُ الْیسِیرُ مِنَ الدُّنْیا یفُوتُکُمْ حَتَّی یتَبَینَ ذَلِکَ فِی وُجُوهِکُمْ وَ قِلَّةِ صَبْرِکُمْ عَمَّا زُوِی مِنْهَا عَنْکُمْ کَأَنَّهَا دَارُ مُقَامِکُمْ. »

شما همه از نظر دین خدا برادرید، و چیزی جز زشتی درون و سوء نیت شما را از هم پراکنده نکرده، نه به یکدیگر کمک می کنید، و نه همدیگر را نصیحت، نه به هم بذل و بخششی دارید و نه به یکدیگر مهر و محبت می ورزید، شما را چه شده که با رسیدن به مقدار کمی از دنیا فرحناک و با نشاط می شوید، ولی از دست رفتن و محرومیت فراوان آخرت شما را محزون نمی  کند؟ و هرگاه متاع ناچیزی از دنیا را از دست بدهید شما را مضطرب و پریشان می  کند تا آنجا که آثار آن در چهره هایتان آشکار و در برابر آنچه از دست داده اید کم صبری می  کنید. گویا اینجا سرای اقامت همیشگی شما است.

کلام آخر

با استفاده از فرمایشات امام اساس تفرقه عبارتست از: ١- پلیدی و پلشتی درونی ٢- دنیا طلبی ٣- غفلت از آخرت ٤- دلبستگی به دنیا ٥- سستی ایمان و اعتقادات دینی.

 

منابع: 

- نهج البلاغه، خطبه ١١٣، ١٢٧، ١٩٢؛ نامه ٤٧ 

- بحارالانوار، ج ٣٢ ص ٢٦٣ 

- آسیب شناسی حکومت دینی از دیدگاه امام علی(علیه السلام)، غلامرضاپیشقدم

 


ادامه مطلب



[ جمعه 22 مرداد 1395  ] [ 5:08 PM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0

آیت‌الله العظمی بهجت می‌فرمود : لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید . حضرت می‌دانند ، مبالغه در دعاها نکنید ! زیارت قلبی باشد .

 به گزارش خبرگزاری تسنیم،همزمان با فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت ثامن‌الائمه علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل‌بیت (ع) به زیارت امام هشتم می‌روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر کنیم تا ان‌شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ  رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 21 مرداد 1395  ] [ 10:05 AM ] [ حمداله مرادی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

برای شرکت در بخش وبلاگ کریمانه سایت راسخون
آرشيو مطالب